خرید بک لینک
رفته بودم پاساژ... یهو جلوی یه اسباب بازی فروشی متوقف شدم! وای خدا... چه خوشکله ^_^ یه خرس بزرگ دو برابر خودم! :) مامانم گفت کنکورت رو که دادی یدونه برات میخرم :) + کودک درونمان گه گاهی ما را وسوسه میکند! ++ کودک است دیگر... نمیفهمد! +++ از همین امروز شروع کردم! میخوام آدم خوبی بشم! میخوام خدا رو بندگی کنم! واقعی... ++++ دعا میکنم تا اجابت بشه / دعا میکنم چون دلم روشنه :)

برچسب: من از این درد خسته شدم,من از این دنیا چی میخوام,من از این شهر میرم, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

اهل منزل رفتن بیرون...

دلم گرفته بود... آخه با پشتیبانم دعوام شد!

اومدم نشستم کنار پنجره :)

یه نسیم خیلی خیلی خنک در حال وزیدنه ^_^

خیلی حس خوبی داره :)

جاتون خالی :)

حال دلم خوب شده... به همین سادگی ^_^

ما اینیم دیگه... با ساده ترین چیزا خوشیم :)


برچسب: جاتون خیلی خالیه, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

کل فی فلک همه چیز در گردش است خوبی کنیم... خوبی می بینیم... بدی کنیم... بدی می بینیم... دل بشکنیم... دلمون میشکنه... دل بسوزونیم... دلمون می سوزه... بخندونیم... لبامون خندون میشه... بگریونیم... چشمامون گریون میشه... هر کاری کنیم به خودمون برمیگرده :) همه چیز در گردشه... آیه بالا رو از آخر به اول بخونید... برای من آیه بالا خودِ خودِ آرامشه ^_^ ☆ یه پیشنهاد ویژه ☆ اگه مثل من عاشق متن های کوتاه و تامل برانگیز و آرامش بخشین... میتونین رجوع کنید به اینجا اغراق نیست اگه بگم متن های این وب دیدگاه من رو نسبت به خیلی چیزا تغییر داده :)

برچسب: به خودت برس,به خودت برس به انگلیسی,به خودت برس شاهین اس تو, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

روز های زندگیم تند تند دارن سپری میشن... بی وقفه... بدون کمی صبر! وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم اشتباهاتم زیاد بوده... روزهای زیادی رو صرف کمک به حل مشکلات دیگرانی کردم که به سادگی از کنار مشکلاتم گذشتن! شدم گلدون برای گل هایی که وقتی به آسمون رسیدن یادشون رفت ریشه شون کجاست! من موندم و یه عالمه مشکل و یه جاده ناهموار که باید تا آخرش میرفتم... تصور کنین دارین توی یه مسیری حرکت میکنین که همه آدم های زندگیتون کنار جاده ایستادن و بلند میگن نمیشه! تو نمیتونی! سخته... دلت میخواد زانو بزنی... سرت رو خم کنی و بگی من تسلیمم! ولی یه اراده ای که فوق اراده هاست میگه دستت رو بذار رو شونم... یه یا علی بگو و برو... هواتو دارم... دستش رو میگیری... به وحدت وجود میرسی! ادامه میدی... ... + گاهی حجم سکوتت طعنه میزند به تمام ناگفته های عمرت... ++ دل شکستن حق الناسه، بخشیدن کار دله... دلم راضی نشد... نبخشیدم... +++ اینکه توی سخت ترین شرایط دستت رو بگیره یعنی هنوزم بهت امید داره :)

برچسب: من کمی تا قسمتی سانسور نشده, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

دوباره زده به سرم! دوباره دیوونه شدم! حس میکنم همه چیز بیهوده ست... زندگیم... بودنم... نفس کشیدنم... انگیزه بنده به منفی ۲۶ رسیده! کسی برای فرار از این شرایط راهکاری داره؟!؟! برای افزایش انگیزه... بالا بردن روحیه... برای شاد بودن... حتی برای خندیدن... + تو میتونستی و نخواستی، همه دردم همینه :-/ ++ الهی و ربی من لی غیرک...

برچسب: نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

آبجی: میگم دیگه خون دماغ نمیشی؟!

من: نه... چطور؟!

آبجی: کاش میشدی... خوب بود که...

من: :-/

آبجی: یادته؟! داشتی میمردی :)))

من: :|

آبجی: ^_^



اصلا مهر و محبته که بین ما جاریه مثل اون دو تا پروانه :)


میلاد پیامبر مهر و محبت مبارک :))))


برچسب: نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

عشق تو با من رفیقه مرحم زخم عمیقه یاد تو هستم من امشب بیشتر یک دقیقه نیستی و چشم انتظارم خیره به نور ستاره م یاد تو هستم من امشب بیشتر یک دقیقه جلو جلو یلداتون مبارک :) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">

برچسب: خیلی خیلی خنده دار,خیلی خیلی ترسناک,خیلی خیلی جالب, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

سلام :) چطورین؟! میشه یه خواهشی بکنم؟! میشه وقتایی که با خدا خلوت میکنین منو هم دعا کنین؟! :) خیلی محتاجم... خیلی... این روزا خیلی درگیرم! و جالب اینجاست که تعداد کامنت های خصوصی هم رفته بالا! خیلی! از هر 5 کامنت 3 تا خصوصیه! نمیرسم جواب بدم... شرمنده :( نه با کسی مشکل دارم... و نه از کسی ناراحتم... دلگیر نشین... در اولین فرصت جواب میدم ^_^ دعا یادتون نره هااااا بقول بلاگفانی ها (!) باحال باشید :) + من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد...

برچسب: نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

بهتون میگم! خیلی پررویی... خیلی... اهل ایمیل دادن به کسی نیستم! همین جا جوابتون رو بخونید! + تصورتون از من چیه که همچین کامنتایی میذارید؟! (خطاب به یه عده خاص) ++ اینو گذاشتم تا یه عده دیگه مواظب حرف زدنشون و کامنتایی که میذارن باشن!

برچسب: نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:09

بچه که بودم هر وقت با مامان و بابام میرفتیم بیرون چند تا کتاب قصه برام میخریدند :) کلا 70 یا 80 تا کتاب قصه داشتم... هر شب بابام برام میخوندشون... اونقدر که همه رو حفظ بودم! وقتی کسی میومد خونمون یکی از کتاب قصه هامو میاوردم و شروع میکردم به خوندن! نمیخوندم که... حفظی میگفتم داستان رو... اونقدر دقیق حفظ بودم که میدونستم چه جمله ای کجا نوشته شده! همه فکر میکردن من میتونم بخونم! بین همه کتاب قصه هام آنشرلی رو بیشتر از همه دوست داشتم... هر روز بارها میخوندمش :) سریالش رو هم بارها از شبکه های مختلف دیدم... نه به عنوان یک سرگرمی... که باهاش زندگی کردم :) دنیای کودکی من خیلی کودکانه نبود! بقول عمه خانوم خیلی زودتر از اون چیزی که باید بزرگ شدم! دنیای من شبیه دنیای آنشرلی بود و هست... دنیایی که مرزی بین غم و شادی نداره! دنیایی پر از دیوونگی... گاهی مبهم... گاهی وحشتناک... گاهی خستگی... گاهی پر از انرژی... من بزرگ شدم... ولی دنیام تغییری نکرده! :) دنیای من همونه... شبیه دنیای آنشرلی... هنوزم عاشق تیتراژ سریال آنشرلی هستم :) بهم آرامش عجیبی میده :)

برچسب: کاملا دخترونه,كاملا دخترونه,وبلاگ کاملا دخترونه, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: شنبه 11 دی 1395 ساعت: 6:08

صفحه بندی